ستاره سهیل |
|
................
نوشته شده توسط majid تاریخ شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 12:24 |+|
یادت می اید؟؟؟
نوشته شده توسط majid تاریخ یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 8:7 |+|
مطالب روز همراه با عکس امروز سالگرد زلزله خانمانبرانداز بم بود. ميبينيد که چقدر بم پيشرفت کرده، بعد از اون همه ويراني بالاخره خونه اين بچهها دردار شده! احمدينژاد در حاشيه جلسه هيأت دولت با خبرنگاران ديدار کرد. يک خبرنگار سمج هم شالگردن دستباف احمدينژاد رو از ايشون کادو گرفت! باور کنيد منظور ما از اين عکس، مظاهري هستش نه بهداد با اون کلاه باحالش! امروز نمايندگان روز پرکاري را پشت سر گذاشتند. حيف که قليون ممنوع شده، وگرنه جاش اينجا خالي بود (لطفا توهين به نمايندگان تلقي نشود). سارکوزي هم با دوست دخترش با هواپيماي اجارهاي به دَدَر رفت. اين جور که اين سارکوزي يقه باز کرده، ياد جاهلهاي قديم افتادم. اين روزها بحث چاقي و لاغري و تناسب اندام نقل محافل شده. مثل اين که اين قضيه در جامعه پرندگان هم اثر گذاشته و ايشون هم رفته دنبال پرورش اندام. (تصوير از رويترز) انگار سرنوشت مربيان قبلي پرسپوليس اين بار سراغ افشين خان اومده. بنده خدا ديگه حسابي قاتي کرده، دم به دقيقه حرفشو عوض ميکنه! نوشته شده توسط majid تاریخ پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 8:32 |+|
ماساژوری که گوگل میلیونرش کرد!! سال 99 ، خانم بونی براون Bonnie Brown ، تازه از همسرش جدا شده بود. او با خواهرش زندگی میکرد و آیندهای نامشخص داشت. تا اینکه شانس آورد و یک آگهی استخدام دید. یک شرکت در «سیلیکون ولی» ، احتیاج به یک ماساژور داشت که به خانههای کارمندانش برود و آنها را ماساژ دهد. این شرکت که آن موقع 40 کارمند بیشتر نداشت ، گوگل نام داشت! او این کار پارهوقت را در گوگل قبول کرد. خانم براون هفتهای 450 دلار دستمزد میگرفت و این امکان را هم داشت که به جای دستمزد نقدی ، سهام شرکت را بخرد. بعد از 5 سال مدام ، ماساژ مهندسان گوگل ، خانم براون بازنشست شد ، ولی سهام گوگل آنقدر رشد کرده بود که این خانم میلیونر شده بود! این خانم از اینکه عاقبتاندیشی کرده و به توصیه مشاور اقتصادیاش گوش نکرده و سهامش را نگه داشته خوشحال است. حالا این خانم 52 ساله در یک خانه بزرگ 3 هزار فوت مربعی درایالت نوادا زندگی میکند و به علاوه ماساژور مخصوص خودش را دارد. او مسافرتهایی هم به نقاط مختلف جهان برای سرکشی بنیاد خیریهای که تأسیس کرده ، انجام می دهد. تخمین زده میشود ، هزار نفر از کارمندان گوگل با در اختیار داشتن سهامی بیشتر از 5 میلیون دلار ،از طریق رشد خیرهکننده ارزش سهام گوگل میلیونر شده باشند. نوشته شده توسط majid تاریخ یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 15:36 |+|
او پس از سال ها آماده سازی ماجرا جویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا رود .شب بلندی های کوه را به طور کامل در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید همه چیز سیاه بود . اصلا دید نداشت, ابر روی ستاره ها و ماه راپوشانده بودهمان طور که که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد و از کوه پرت شد . در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابلچشمانش می دید و احساس کشیدن بوسیله قوه جاذبه او را در بر می گرفت.
همچنان که سقوط می کرد در آن لحظات ترس عظیم همه رویداد های خوب و بد زندگی به یادش آمد .
اکنون فکر می کرد مرگ چه قدر به او نزدیک است . ناگهان احساس کردطناب به دور کمرش محکم شد . بدنش میان زمین و آسمان معلق بودو فقط این طناب بود که او را نگه داشته بود. و در این لحظه سکون برایش چاره ای نماند جز اینکه فریاد بکشد خدایا کمکم کن.
ناگهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد پاسخ داد از من چه می خواهی؟
خدایا نجاتم بده . واقعا باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم.البته که باور دارم اگر باور داری طنابی که به کمرت بسته است راپاره کن.
یک لحظه سکوت ...ومرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند .بدنش از طناب آویزان بو دو با دست هایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که فقط یک متر از زمین فاصله داشت. !
و شما ؟چقدر به طنابتان وابسته هستید آیا حاضرید آنرا رها کنید ؟ هرگز فکر نکنید که خدا مراقب شما نیست .به یاد داشته باشید که او همواره با دست راست خود شما را نگه داشته است.
نوشته شده توسط majid تاریخ پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 11:14 |+|
|